انقدر مسافرت لازمم دارم که انگار از کوتاهی آلت رنج میبرم
یه ماه پیش قرار سفر رو فیکس کردیم و نهایی شد
قرار بود ۹ دی بریم دبی تا ۱۳ هم
که جشن سال نو اونجا باشیم و عن بازی باکلاسی
زنگ زدیم بیلیط و میلیط و هتل و فلان و اینا رو اوکی کردیم
خلاصه این یارو خار کوسه همکارمون
حساب کتاب ۲۰ نفر آدم و ریخت بهم
یعنی من از صبح بیدار میشدم
فقط طلبکار زنگ میزد تا شب و نصف شب
منم زنگ زدم به همسفر گفتم کنسل کنیم دیگه اوضاع بکاییه
معلومم نیس کی درست شه و فعلا بندازیم عقب سفرو...
...
حالا الان که همه چی درست شده دیگ طلبکار زنگ نمیزنه
اومدم بلیطا رو چک کردم چون هایسیزنه
یه جوری قیمت رفته بالا بگوزی باید چند دلار بدی
برچسب:
نویسنده: آناهیتا شجاعی