خرید بک لینک

  احساس میکنم یه تصویری مثل تصویر 

شروع کارتون های والت دیزنی درونم وجود داره

صب که میشه تصویر نزدیک قصر میشه

میره توی مرتفع ترین پنجره ی اتاق قصر

سرزمین خاک مقدس روی تخت خوابیده

بلبل ملبل ام نمیخواد دمه پنجره باشه دیگه خیلی رمانتیک میشه 

همین دیگه

صبا از تو زیر زمین 

دره تابوت و که وا میکنم 

میرم دونه دونه اتاقای قصر و چک میکنم

تا برسم ب سرزمین خاک مقدس 

رابین هود ام و دمش و بریدیم ولی احساس خطر میکنم بازم

که شبا نیاد دزدی یهو یا یه موقه در قصر باز نمونه شب

بی خیال

چن روز پیش تولدم بود

هزار و بیست و هشت ساله شدم 

سرزمین خاک مقدس یه چیزی آورده 

میزنی سر و صورت میشی هولووو

برچسب: نویسنده: آناهیتا شجاعی تاريخ: جمعه 16 آبان 1399 ساعت: 0:56

صفحه بندی